الياس هم درباره‌ٴ تقويم بحث كرده باشند، چون هر تفسيري از تورات مستلزم بحثي در باب‌ دستورهاي ديني بود، كه اساس تقويم يهود را تشكيل مي‌داد.

اسلام‌

آثار رياضي نوشته شده به عربي (و گاهي فارسي‌) چندان زياد است كه بايد آنها را به شش‌ گروه تقسيم كرد. ساده‌ترين تقسيم فرعي به ترتيب جغرافيايي است‌؛ يعني درباره‌ٴ اين‌ رياضي‌دانان به ترتيب هم‌جواري طبيعي‌شان گفت‌وگو خواهيم كرد، چون در مقام تخمين‌ اوليه مي‌توان فرض كرد كساني كه در ناحيه‌ٴ معيني زندگي مي‌كنند بيش از آن‌كه بر بيگانگان‌ تأثيرگذارند، فرصت‌هاي بيشتري براي تأثيرگذاري بر يكديگر دارند. از باختر دور به سوي‌ خاور، به ترتيب گروه‌هاي ما عبارت‌اند از: 1) مغرب‌؛ 2) اسپانيا؛ 3) مماليك (مصر و شام‌)؛ 4) ايران‌؛ 5) عراق‌؛ 6) تركيه‌. سه گروه آخري از لحاظ رده‌بندي كم‌تر رضايت‌بخش است‌ (تداخل دوجانبه‌)، ولي دو گروه آخري چنان كوچك است كه شايد خواننده بخواهد (4، 5، 6) را باهم بررسي كند.
1. مغرب‌.
از بزرگ‌ترين رياضي‌دان مغربي‌، يعني ابن بنّا، پيش از اين سخن گفته‌ايم (مقدمه‌، ج 2، ص 1859ـ1861)، زيرا وي در آغاز سده‌ٴ چهاردهم چهل‌وپنج سال داشت‌. ولي او تا سال 1321 زنده بود و تأثيرش دست كم تا دويست سال برجاي ماند. او در همه‌ٴ رشته‌هاي‌ رياضيات و نجوم كتاب نوشت‌، كه مهم‌ترينش تلخيص في اعمال الحساب در باره‌ٴ محاسبه و توضيح كاربرد ارقام جديد است‌. محمدبن ابراهيم اَبُـلي تلمساني و عبدالعزيز هُـواري‌، بربر مسلمان‌، نويسنده‌ٴ يكي از شرح‌هاي بي‌شمار تلخيص‌، پس از مرگ ابن بنّا، آموزش‌هايش را دنبال‌ كردند.
دوتن مغربي ديگر درخور ذكرند، كه آثارشان مربوط به دو نوع تأليف رايج عربي است‌. اين‌ دو عبارت‌اند از محمدبن جزولي‌، نويسنده‌ٴ رساله‌اي در عمل اسطرلاب و ابومقرع موٴلف‌ ارجوزه‌اي در تقويم و علم احكام نجوم‌.
2. اسپانيا.
گزارش مربوط به اسپانياي مسلمان خيلي بي‌مايه‌تر از مغرب است‌، چون بخشي‌از درخشش مغرب مديون ابن‌بناست‌، كه محصول سده‌ٴ پيشين بود. از اين گذشته‌، نبايد فراموش‌ كرد كه مغرب (به‌طور كلي‌، آفريقاي شمالي تا باختر مصر) سرزمين وسيعي برخوردار از استقلال‌ سياسي و فرهنگي بود، حال آن‌كه اسپانياي مسلمان به دولت كوچك غرناطه محدود مي‌شد. مي‌توان دريافت كه فعاليت‌هاي رياضي و نجومي مردان دانشمند غرناطه به ضرورت‌هاي مبرم‌ كاهش يافته بود، يعني نيازمندي‌هاي عملي زندگي روزانه و ضروريات ديني‌، كه مستلزم‌ رصدكردن ماه براي استخراج احكام نجومي بود. مهم‌ترين معرف اين حرفه در غرناطه ابن رقّام و